X
تبلیغات
رایتل
شنبه 1 آبان‌ماه سال 1389

یادداشت های پیر مرد 86 ساله بعد از مرگ




در پانزده سالگی دریافتم :

که مادران از همه بهتر می دانند و گاهی اوقات پدران بسیار خوب می آموزند.


در بیست سالگی فهمیدم :

کار خلاف فایده ای ندارد ، حتی اگر با مهارت زیاد انجام شود.


در بیست و پنج سالگی دریافتم :

 یک نوزاد یک مادر را از داشتن یک روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یک شب هشت ساعته محروم میکند .


در سی سالگی فهمیدم :

قدرت برای مردان عین جذابیت و جذابیت برای زنان عین قدرت است .


در سی و پنج سالگی فهمیدم  :

آینده چیزی نیست که انسان آن را به ارث ببرد، بلکه چیزیست که خود آن را میسازد.


در چهل سالگی فهمیدم :

که موفقیت یعنی بدست آوردن چیزهایی که دوست دارید اما خوشبختی یعنی دوست داشتن همه چیزهایی که دارید.


در چهل و پنج سالگی دریافتم :

که تنها ده درصد از زندگی چیزیست که برای ما اتفاق می افتد و بیش از نود درصد زندگی ما در واقع واکنش هاییست که ما نسبت به آن وقایع نشان می دهیم .


در پنجاه سالگی فهمیدم :

که تصمیمات کوچک را باید با مغز و تصمیمات بزرگ را باید با قلب گرفت .


در پنجاه و پنج سالگی دریافتم :

که بهترین دوست انسان کتاب و بدترین دشمن انسان پیروی کور کورانه است .


در شصت سالگی پی بردم :

که بدون عشق می توان ایثار کرد اما بدون ایثار هرگز نمیتوان عشق ورزید .


در هفتاد سالگی فهمیدم :

که دوست واقعی تو کسی است که دستان تو را بگیر اما قلب تو را لمس کند .


در هفتاد و پنج سالگی فهمیدم :

که فرو افتادان در برابر خداوند تنها راه برخاستن در برابر روزگار است .


در هشتاد سالگی فهمیدم :

ماموریت ما در زندگی بی مشکل زیستن نیست با انگیزه زیستن است .


در هشتاد و دوسالگی فهمیدم :

اگر تو از کسی متنفری  در واقع از قسمتی از خودت در او متنفری چرا ؟ چون اساسا چیزی که مربوط به تو نیست نباید افکار تو را به خود مشغول کند .


در هشتاد و پنج سالگی پی بردم :

که به بزرگی آرزوها نباید اندیشید ، به بزرگی آن کسی باید اندیشید که میتواند این آرزوها  را بر آورده کند .


همایش سال نوحال نو